دلم لک زده مشهد... نیمههای شب روبروی ایوان طلا... روی فرشهای دوست داشتنی صحن... خیره به گنبد طلا نسیم خنک... و اشکُ... اشکُ... اشکُ... و یک آرزو.... خوش به حالت کبوتر ... + معذرت بابت تاخیر آقای خوبی ها بطلب......